شب های خیس بارانی

خرید بک لینک
تا برسم سر اون قرار لعنتی هزار دفه خودمو فحش دادم که چرا پای سامانو به اون شرکت باز کرده بودم تازه یادم اوفتاده بود که چندین ماه قبل چه گندی زدم و برا سامان کجا کار پیدا کردموقتی رسیدم و سوار همون ماشینی شدم که گفته بودن چشمامو بستن و ماشین روشن شد و بردنموقتی چشمامو باز کردم انگار که یه خواب عمیق رفته باشم تازه متوجه شدم که بازم پرتم کردن تو یه اتاق دیگهفکر میکردم بازم از اتاقای همون شرکت خراب شده استوقتی رفتم پشت پنجره تازه فهمیدم که بردنم یه جا دیگهتا چشم کار میکرد اطرافم بیابون بودخیلی دلم میخواست بدونم سامان کجاست.... شب های خیس بارانی...

ما را در سایت شب های خیس بارانی دنبال می‌کنید

برچسب: قسمت شانزدهم شهرزاد,قسمت شانزدهم سریال عشق بی پایان,قسمت شانزدهم سريال پريا,قسمت شانزدهم سریال آسپرین,قسمت شانزدهم ماه پیکر, نویسنده: بازدید: 6 تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 12:00

اون موقع بیهوشم کرده بودن واسه همین اصلا متوجه اطرافم نشده بودماینجا هم که بیابون بود و درم که قفلنشسته بودم یه گوشه و به بدبختیام فکر میکردماز اول با خودم بررسی میکردم که چی شد که این شدبه نتیجه ای نمیرسیدم اصلا نمیفهمیدم ترانه چرا همچین کاری کرد یا برای چی اون مردک طلاقش داده بیشتر از همه اتفاقات هم نگران سامان بودمخیلی دلم میخواست بودنم سامان الان کجاستچند باری هم سعی کردم به گوشیش زنگ بزنم اما خاموش بود هر بارتا اونجایی که از طریق خود سامان میدونم فعالیتاشون تو این شرکت کاملا قانونیپیش خودم گفتم پس واسه همینه که گوشیم رو نگرفتن ازم چون اگه به پلیس هم بخوام خبر بدم هیچ جوری نمیشه ثابت کرد که همه این اتفاقا سر این شرکت و رییسش باشهحدودا دو روز گذشته بود و هیچ اتفاقی نیافتاده بودتا اینکه بازم دوست سامان سر و کلش پیدا شد و بازم منو فراری داد شب های خیس بارانی...

ما را در سایت شب های خیس بارانی دنبال می‌کنید

برچسب: قسمت هفدهم سریال شهرزاد,قسمت هفدهم شهرزاد,قسمت هفدهم سريال پريا,قسمت هفدهم سریال آسپرین,قسمت هفدهم اسپرین, نویسنده: بازدید: 9 تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 11:59

اول از همه درمورد سامان پرسیدمو قبل همه چی ازم عصبانی شد که چرا همچین غلطی کردمفهمیدم که حال سامان خوبه و اینا همش بازی بوده و الان چند وقته که شرکت نمیرهخیالم راحت شددیگه به اون ویلا نبردمازم خواست موبایلم رو یه مدت خاموش کنم تا نتونن پیدام کنن خطمم گرفتتو اون شرایط فقط اعتماد کردم بهشاما ته دلم به همین دوست سامان هم که به تازگی فهمیده بودم اسمش اشکان هست شک کرده بودمترجیح دادم واسه خلاص شدن هرچه زودتر از این وضع بهش اعتماد کنماین سری منو برد تو یه خونه نسبتا قدیمیوقتی واردش شدم برعکس تصورم همه چیز کاملا مدرن و شیک بود شب های خیس بارانی...

ما را در سایت شب های خیس بارانی دنبال می‌کنید

برچسب: قسمت هجدهم سریال شهرزاد,قسمت هجدهم ماه پیکر,قسمت هجدهم شاهگوش,قسمت هجدهم ماه عسل,قسمت هجدهم سریال ایمان, نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 11:59

تو همین هفته ای که گذشته بود سامان بعد مدت ها اومد دیدنمبهم چیزایی گفت که مخم سوت کشیداول از همه فهمیدم اشکان پلیس و قصدش کمک کردن به من و دستگیری یه باند خلافکاری بزرگبعدش فهمیدم که جناب استاد خودش هیچ کاره است و واسه یه باند بزرگتر کار میکنهمهره سوخته که من باشم راه رسیدن و استفاده از مریم بودم و چراشو هنوزم نفهمیده بودماون شب انقد حرف داشتم با سامان که ارزو میکردم صبح نشهاین وسط اون شب سامان ازم در مورد ترمه میپرسیدنفهمیدم چرا ولی یه حدسایی زدمحدس زدم سامان از ترمه خوشش اومده باشهولی به روش نیاوردمسامان اون شب در مورد ادمایی گفت که قبلا خودشونو دوست ما معرفی کردن و انقد باهامون صمیمی شدن که نفهمیده بودیم تمامشون با نقشه با ما آشنا شدن و نفوذی های خلافکاری بیش نیستنتا جایی که فهمیدم شرکتشون یه کار نمایشی از طراحی بیشتر نیست و در اصل کارش قاچاق مواد هستفهمیدم که سامان قبلا از طریق همین دوست پلیسش اشکان میدونسته که کار این شرکت چیه و خودشم یه عامل نفوذی برای پلیس حساب میشهسامان اینا رو بهم نگفته بود چون فکر میکرد اگه من بدونم ممکنه یه کار اشتباه انجام بدم و نقششون خراب شهناراحت نشدم که شب های خیس بارانی...

ما را در سایت شب های خیس بارانی دنبال می‌کنید

برچسب: قسمت نوزدهم سریال شهرزاد,قسمت نوزدهم سريال ماه پيكر,قسمت نوزدهم ماه پیکر,قسمت نوزدهم ماه پيكر,قسمت نوزدهم شاهگوش, نویسنده: بازدید: 7 تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 11:59

گوشی سامان رو چند وقت بود که دزدیده بودن چجوری هم اینکه تو شرکت خودمون میاد و گوشیش رو جا میذاره و همون ادمای نفوذی گوشیش رو میرسونن به اعضای شرکت استاد و....
بعد ها فهمیدم سامان با اینکه خیلی کمکم کرده بود
ولی به خاطر حرفای دوستش مجبور بود یه جاهایی به عنوان نفوذی پلیس به این شرکت کمک کنه

شب های خیس بارانی...

ما را در سایت شب های خیس بارانی دنبال می‌کنید

برچسب: قسمت بیستم ماه پیکر,قسمت بیستم شاهگوش,قسمت بیستم سریال سرنوشت,قسمت بیستم سریال ایمان,قسمت بیستم سریال وارثان پارت اول, نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 11:59

سامان میگفت چند وقت قبل از اینکه از اون شرکت بیرون بیاد یه بار به بهانه کار یه جایی بردنش که انقد شرایط اون محیط بد بوده که هیچوقت دلش نمیخواد برگرده و یه همچین جایی کار کنه اینکه اونجا چه وضعی داشته رو نپرسیدم ولی بعد ها فهمیدم منظور سامان از اینجور محیطا چی بودهفهمیدم که اشکان باعث فرار کردنش شده و از همون ماجرا هم باهاش رفیق شدهچند ماه بعد از این همه دزد و پلیس بازی و ماجرا بالاخره باند استاد دستگیر شدن و هممون یه نفس راحت کشیدیممنی که انقد به عالم و ادم و بیشتر از همه خودم فحش میدادم حالا برام تکلیف یه سری موضوعات کاملا مشخص شده بوددیگه فهمیده بودم علت ازدواج ترانه چی بوده یا چرا طلاق گرفته و... شب های خیس بارانی...

ما را در سایت شب های خیس بارانی دنبال می‌کنید

برچسب: قسمت بیست و یکم شهرزاد,قسمت بیست و یکم پسران برتر از گل,قسمت بیست و یکم سریال ماه پیکر,قسمت بیست و یکم مختارنامه,قسمت بیست و یکم شهرزاد آپارات, نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 11:58

چند روزی از ماجرا گذشت که همکارم زنگ زد و گفت میاد دنبالم که باهم بریمتقریبا خودمو اماده کرده بودم واسه هر اتفاقی که قرار بود بیافته ته دلم خیلی شور میزد اما بیشتر از اون مشتاق بودم ببینم قضیه چیهزنگ زدم به ترمه و بهش گفتم دارم میرم ترمه خیلی سعی کرد پشیمونم کنه اما نشد چون کنجکاو تر از این حرفا شده بودم منی که نه دشمنی داشتم و نه با کسی بد بودم خیلی برام جای تعجب داشت و مشکوک بود این قضیهتا ترمه میخواست منو متقاعد کنه یه بیست دیقه ای طول کشید که زنگ در خونه رو زدن مجبور شدم زود تلفنو قطع کنم اما قبلش شماره سامانو دادم به ترمه که خودش بهش زنگ بزنه و ماجرا شب های خیس بارانی...

ما را در سایت شب های خیس بارانی دنبال می‌کنید

برچسب: قسمت نهم سریال آسپرین,قسمت نهم اسپرین,قسمت نهم سریال عشق ممنوع,قسمت نهم سریال ماه پیکر,قسمت نهم سریال شهرزاد,قسمت نهم سريال ماه پيكر,قسمت نهم سريال پريا,قسمت نهم ماه پیکر, نویسنده: بازدید: 18 تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 16:45

توی ماشین که نشستم از همکارم خانم رضایی پرسیدم چرا ازم خواست که همراهش بیام که یه جواب احمقانه داد اونم اینکه چون یه خانم تنهاست و این دفتر منطقه درستی نیست
محل قرار تو یه اپارتمان بود که اصلا شیک و مدرن به نظر نمیرسید مکان دفترم جای پرتی بود چند لحظه شَکم برد که اینجا اصلا دفتر باشه با صدای خانم رضایی که میپرسید بریم داخل به خودم اومدم و گفتم بریم
وارد ساختمون شدیم ساختمون هشت طبقه داشت داخل ساختمون برعکس بیرونش به شدت شیک و مدرن بود وارد اسانسور شدیم و طبقه پنجم پیاده شدیم....

شب های خیس بارانی...

ما را در سایت شب های خیس بارانی دنبال می‌کنید

برچسب: قسمت دهم ماه پیکر,قسمت دهم سریال شهرزاد,قسمت دهم سریال آسپرین,قسمت دهم اسپرین,قسمت دهم سریال ماه پیکر,قسمت دهم سريال ماه پيكر,قسمت دهم سریال پریا, نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 16:44

همکارم به منشی گفت قرار داشتیم اونم گفت وارد اتاق بشی
دفتر یه اتاق ساده بود که شامل چند میز و صندلی بود و تبلیغات روی دیوار خیلی بی شباهت به دفتر نبود اما خب شبیهم نبود پرت اطرافم شده بودم که یه نفر وارد شد یه اقای میانسال بود که چهرش حدودا چهل چهل و دو رو نشون میداد دست دراز کرد به من و خودشو معرفی کرد محمدی هستم مدیر انفورماتیک شرکت که برای یه سری اطلاعات و معامله با شرکت شما با همکار شما قرار داشتم....

شب های خیس بارانی...

ما را در سایت شب های خیس بارانی دنبال می‌کنید

برچسب: قسمت یازدهم سریال آسپرین,قسمت یازدهم سریال شهرزاد,قسمت یازدهم اسپرین,قسمت یازدهم ماه پیکر,قسمت یازدهم شاهگوش,قسمت یازدهم ماه عسل,قسمت یازدهم سریال وارثان پارت پنجم,قسمت یازدهم سریال وارثان,قسمت یازدهم وارثان,قسمت یازدهم سریال وارثان پارت اول, نویسنده: بازدید: 14 تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 16:44

من فقط طراح شرکت بودم پس بی علت نبود اگه خبر نداشتم از این قرار و معاملهاونا مشغول حرف زدن و سر و کله زدن سر حرفای خودشون بودن منم دور و برم رو دید میزدم که یه اگهی روی دیوار بدجوری تو فکر انداختماگهی یه شرکت طراحی دکور بود که آرم شرکتشون بدجوری برام اشنا بود ولی هرچی فکر کردم یادم نیومدتو همین فکرا بودم که با صدای همکارم به خودم اومدمبحثشون تموم شده بود و زمان رفتن رسیده بودبلند شدم و باهاش اومدم بیرونسوار اسانسور شدیم اما به جای اینکه پایین بریم بالا رفتیمچیزی از خانم رضایی نپرسیدم چون تقریبا مطمئن بودم بازم جوابش بی سر و تهِدر آسانسور باز شد اما جا شب های خیس بارانی...

ما را در سایت شب های خیس بارانی دنبال می‌کنید

برچسب: قسمت دوازدهم سریال آسپرین,قسمت دوازدهم آسپرین,قسمت دوازدهم سریال شهرزاد,قسمت دوازدهم سريال شهرزاد,قسمت دوازدهم شاهگوش,قسمت دوازدهم سریال شاهگوش,قسمت دوازدهم سریال وارثان پارت اول,قسمت دوازدهم ماه عسل,قسمت دوازدهم سریال سرنوشت,قسمت دوازدهم سریال وارثان پارت سوم, نویسنده: بازدید: 3 تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 16:44

صفحه بندی